
باد تندست و چراغم ابتری…
چیزی به کشیک بعدی نمانده بود. شبهنگام شنبه ۶ تیرماه ۴۰۵ بود. یادم آمد با دوستی – از دوستان سالپایینیام در مقطع علوم پایه –
وبلاگ شخصی

چیزی به کشیک بعدی نمانده بود. شبهنگام شنبه ۶ تیرماه ۴۰۵ بود. یادم آمد با دوستی – از دوستان سالپایینیام در مقطع علوم پایه –

نمایش باید ادامه پیدا کند… برداشت یک تجربه روزهای نورولوژی، سهل و سخت گذشت. سهل از این بابت که به سبب چارچوب خاص تعریف شده

دلخوشی و تعارض دیدگاهها؛ از کشیک سهشنبه ۱۵ اردیبهشتماه ۱۴۰۵ بعد از پایان کلاس صبحگاهی، استاد به دنبال دانشجوی کشیک امروز میگردد. استاد عزیزی که

بهار و عجایبش، بهار و زیباییهایش، بهار و تکرارناشدنیهایش… در فاصله زمانی بهار گذشته تا بهار امروز، اتفاقات منتظره و غیرمنتظره زیادی به وقوع پیوسته.